خرید بک لینک

درباره سایت

خاطرات زیبا

مترسک ناز می کند کلاغ ها فریاد می زنند و من سکوت می کنم این مزرعه ی زندگی من است خشک و بی نشان

آخرین مطالب

فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.

هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.
ادامه مطلب

برچسب: ادامه مطلب, نویسنده: zahra تاريخ: پنجشنبه 29 فروردين 1392 ساعت: 11:27

صفحه بندی